181
امروز روز خوبی نبود. ساعت های مداوم پای گوشی. ساعت های مداوم مشغول سرچ و جستجو. اونم نه چیزای مفید، بلکه یه عادت بیمارگونه. سطح اضطراب بالایی رو تجربه کردم امروز. در مواقع زیادی بی حوصله بودم. نه به کار دانشگاهیم رسیدم و نه کتابی خوندم. با ف که حرف زدم کمی ناامید تر شدم. چون گویا اون و مه با هم فکری هم تصمیم گرفتن من و ر رو با هم مچ کنن. این موضوع ناامید کننده ایه. یعنی اینکه من متوجه دیدگاهش نسبت به خودم شدم. اینکه منو چی حساب میکنه. هنوز از شدت اعصاب خوردی پیام هاشون رو جواب ندادم. حتی نمیدونم که باید جواب بدم یا جواب ندم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:38
توسط H
|