امروز خوب نبود. کار دانشگاهیم رو انجام ندادم و درس هم نخوندم.تایم زیادی رو پای گوشی گذروندم. امیدوارم فردا انقدر سرم با گوشی مشغول نباشه. یه تایمی هم به کمک به بابا برای مرتب کردن حیاط گذشت که من به شخصه حوصله ش رو نداشتم. با ر یه مقدار حرف زدیم. راجع به اوضاع پوستم، هر چند که سرچ کردم، ولی در مجموع بهتر از دیروز بود. البته اوایل روز شرایط بهتر بود و رفته رفته هر چقدر به انتهای روز نزدیک شدیم، از اون بیخیالیه فاصله گرفتم. واقعا امیدوارم مشکل خاصی نباشه. امروز مامان اطراف چشمش با روغن داغ سوخت. منم سریع رفتم پماد سوختگی گرفتم و الان یه مقدار بهتره. خدا رحم کرد واقعا. خیلی نزدیک به چشمش بود. یه پست هم تو اون پیج اینستاگرامم گذاشتم. راستی جواب ف و مه رو امروز دادم. واقعا خیلی دورم از جفتشون.