روز خوبی نبود امروز و خیلی حال و حوصله ی نوشتن ندارم. شب خیلی بدی رو گذروندم. ترکیبی از بی‌خوابی و فکر و خیال و درس خوندن. امتحان امروزم خوب نبود. شاید بشه گفت بد بود حتی. درس ۳ واحدی هم بود متاسفانه و امید داشتم که میتونم نمره ی خوبی بگیرم. ولی الان، کاملا ناامیدم. باشگاه رفتم. امروز رو پا بود. رفته بودم پیش استادم که نبود. زنگ زدم و پیام هم دادم و جوابی نداد. بعد از چند ساعت، پیام داد و عذرخواهی کرد که فکش رو عمل کرده و قادر به صحبت نیست. دلم می‌خواد زندگی در لحظه رو هی به خودم یادآوری کنم. ولی Overthinking نمی‌ذاره. کیفیت زندگیم خیلی خیلی پایینه و تعریفی نیست اوضاع روحیم.