مثلا میخواستم این هفته سحرخیز تر باشم. امروز هم دیر از خواب بیدار شدم. ف دیشب جواب پیاممو داد. حالمو پرسید که جوابشو ندادم. گفت که اون حرفم بیشتر مزاح بوده تا جدی و بعد چند جمله ای در مورد اینکه ایرادی نداره آدم گاهی اوقات سمی بشه و اینا گفت. اینا برام مهم نبود. بهش گفتم پس زمان مشخصی نمیشه تعیین کرد؟ گفت نه حقیقتا. گفتم باشه و یه تشکر کردم ازش. توپ های ماه اوت رو امروز یه مقدار پیش بردم. یه مقدار هم کنسول بازی کردم. در مجموع میزان خواب امروزم زیاد بود و از این بابت از دست خودم ناراضیم. بعد از ظهر با خواهرم رفتیم خونه ننه و چند دقیقه ای نشستیم اونجا. بعدشم رفتم باشگاه. یه هفته ای می‌شد که نرفته بودم باشگاه و بد نبود امروز. راستی فکر کنم امروز خواب میم رو دیدم. ولی هیچی الان یادم نیست.