امروزم شبیه دیروز. تکلیف کلاس تفسیر قرآن رو انجام دادم و فرستادم و موضوع کنفرانس رو هم انتخاب کردم و یکی از کارایی که داشتم به تعویق مینداختم رو انجام دادم. Red dead رو فکر می‌کنم تموم کردم مراحل اصلی بازیش رو. از پایانش خوشم اومد، اگرچه دلم پیش آرتوره. یه مقدار خیلی کمی تو خونه تکونی به مامان کمک کردم. راستی امروز برف نشسته بود تو حیاط خونه. خیلی نبود اما واقعا زیبا بود و دلنشین. موقع نماز صبح که بیدار شده بودم، برف می‌بارید و منظره ی قشنگی بود. آرامش‌بخش بود. خیلیا برف سنگین تری رو تجربه کردن اما به هر حال، بابت برف تو حیاط احساس خوبی داشتم.