385
امروز بابا تعطیل بود و خونه تکونی داشتیم. میز کامپیوتر اتاق خواب بابا اینا رو آوردیم اتاق من و تبدیلش کردیم به استند گل و میز لپتاپ به طور همزمان. کیس و مانیتور رو گذاشتیم تو بالای کمد اتاقم و خلاصه کار زیاد بود. اگرچه من تنبلی زیادی داشتم و بابا اینا بیشتر خسته شدن. یکی از بچه های گروه جزوه نویسی پیام داد بابت خلاصه ویروس. یه مقدار اوضاع جزوه نویسی گروهمون بررسی شد. من رفتم سراغ کانال جزوه نویسی زمان کارشناسیم تا جزوه مشابه پیدا کنم. انگار پرت شدم به پنج سال پیش. یادآوری جالبی بود. خواهرمو داریم میبریم دانشگاه و خوابگاه. چیز خاص دیگه ای قابل گفتن نیست؛ به جز مشغولیت های فکری این روزا.
+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 21:5
توسط H
|