393
صبح رفتم اداره پست بستهم رو تحویل بگیرم. فکر میکردم آگنس گری روکش دار باشه ولی نبود، سلفون بود. تو ذوقم خورد یکم. در مورد ف، به یه کشفیاتی رسیدم. امروز در موردش، یکم زیاد فکر کردم و نمیدونم نتیجهش درسته یا نه. قرار بود بریم نمایشگاه ماشین ببینیم و دوری باهاش بزنیم که طرف سر وقت ماشین رو نیاورد. خیلی بی حوصله بودم امروز و همین بداخلاقی رو سر خونواده م خالی کردم. استادم بابت پروژه ی نورو زنگ زد. خانم دکتر ح پ سمت جدیدی تو دانشکده گرفته. از این جهت، من باید ببینمش و در مورد پروژه باهاش صحبت کنم.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 19:26
توسط H
|