یه مقدار دن آرام خوندم. جلد دوم رو شروع کردم. یه مقدار کمی رکاب زدم. حین گشتن اینستاگرام، یه پست اومد برام از نقاشی کردن. هوس کردم نقاشی کنم و با خواهرم، رو دو تا کاغذ باطله نقاشی کردن رو شروع کردیم. الگو هامون رو از پینترست گرفتیم. طبق معمولا من همون نوبی هستم که بودم. هیچ استعدادی تو نقاشی و رنگ آمیزی ندارم ولی از طرفی نقاشی کردن رو دوست دارم و حس می‌کنم آرامش بخشه. بازی FC 25 رو از PSPro سفارش دادم. گرون بود و خودمم سختم بود خریدنش. دلم میخواد هر چه زودتر به درآمد خوبی برسم که بتونم مستقل تر تصمیم بگیرم. امیدوارم قبل عید بیاد‌‌ بازی. گفتم عید؛ امسال اصلا هیچ حس و حالی برای عید نیست. حتی بوی عید رو تو شهر هم چندان استشمام نمیکنم. البته خیلی داخل شهر نرفتم این اواخر ولی به هر حال. تو خونواده هم همینه. خودمم شخصاً هیچ ذوقی ندارم. به انتظار معجزه م انگار. که حال درونیم بهتر بشه.