714
صبح خودم رو به یک خواب ادامه دار مهمون کردم. قرار بود صبح زود بیدار شم و مرور کنم؛ اما این اتفاق نیفتاد. حتی انگار خیلی هم برام مهم نبود چون چندین بار به طور منقطع از خواب بیدار شدم ولی مجدداً به خوابم ادامه میدادم. خواب دلچسبی هم نبود؛ استرس امتحان و اوضاع سیاسی و کلی استرس های دیگه اجازه نمیداد که خواب شیرین و عمیقی داشته باشم. نتیجهاش هم این شد که امتحانمو خراب کردم. البته تعداد بچه هایی که خوب ندادن امتحان رو کم نبود. اما مهم خودم بودم که راضی نبودم اصلا. در این حد که فقط امیدوارم پاس بشم. نهارم رو دیر خوردم و این موضوع هم علاوه بر اون مسائلی که امروز گذروندم، باعث شدن که سردردم شروع بشه. به خاطر این سردرد بعد از نهار نتونستم خوب بخوابم. یه کدئین خوردم اما انگار فایده ای نداشت. باید باشگاهمو میرفتم. سرم درد میکرد اما باید میرفتم. چند روز وقفه افتاده بود تو برنامه ام و بیشتر از این جایز نبود. تمرین تقریباً سنگینی رو پشت سر گذاشتم و البته در حین تمرین سردردم بهتر شد. نمیدونم به خاطر تاثیر قرص بود یا به خاطر ورزش و یا به خاطر آب زیادی بود که نوشیده بودم. چیزی حدود ۲/۵ لیتر آب در عرض ۴ یا ۵ ساعت نوشیده بودم. شایدم در مدت زمان کمتر. انتخاب واحدم رو امروز انجام دادم. یکی از سنگین ترین ترم ها رو به شرط حیات، در پیش خواهم داشت. کورس غدد، خون، گوارش و روماتولوژی دارم ترم بعد. به علاوه ی درس های دیگه.