717
صبح زود مامان رو بردم آزمایشگاه. خیلی خوابم میاومد و قرار بود خواهرم مامان رو ببره. مامان بیدارم کرده بود که ماشین رو بذارم تو کوچه تا خواهرم بتونه مامان رو ببره. گفتم خودم میرسونمت. شماره ی نظامم هم برام پیامک شد و گفتن که اگه کارت رو میخوام، یه مبلغی رو بابت هزینه ی پستی پرداخت کنم. تا ظهر یه مقداری تغذیه خوندم. مامانینا رفته بودن دانشگاه خواهرم تا وسایلش رو از خوابگاه بگیرن. مسئولیت برنج درست کردن با من بود. یه مقداری حین دم کشیدن بهش روغن اضافه کردم و ته دیگ خوشمزه ای درست شد. بعد از ظهر یه مقداری خوابیدم و یکم هم تغذیه خوندم. فردا آخرین امتحانمونه. برنامه ی امتحانات ترم بعد رو به ما دادن! اولین امتحان هم ۱۶ یا ۱۹ اسفنده و مقدمات بیماری های غدد. هنوز برنامه ی کلاسیمون مشخص نیست ولی!